داغ

هربار پشت دستمو برای توجیه کردن و تلاش برای آگاه کردن این جماعت دگم ورزشی داغ میذارم با این حال بعضی وقتا بازم این کارو تکرار میکنم و یه داغ دیگه بهش اضافه میکنم.

جالب اینه که هربار همون سناریوی همیشگی تکرار میشه؛ مغلطه فراوون برای فرار از حقیقت و پاک کردن صورت مسئله.

باور کنید یا نه من حتی تونستم به سگ بی زبون، سرکش، با دنیایی کاملا متفاوت با دنیای آدمی و شیطونم راه و روش زندگی انسانی رو یاد بدم ولی به این به اصطلاح آدم ها نه !

واقعا نرود در سنگ میخ آهنی؛ بعضی ها برده زاده میشن و چقدر دردناک و دارکه که تا آخرین نفسشون از این بردگی دفاع میکنن.

به هرحال هرکس دنیایی داره دیگه و آزادگی تو دنیای برده ها یا مخصوص اربابه یا کفر و جرمی که منجر به مرگ میشه !

پ ن: بیشتر از سه خط نوشتم :))

موقت

من اینقدر کارای زیادی از دستم برمیاد که بینشون هیچ کاری نکردنو انتخاب میکنم !

درگیری

متاسفانه یا خوشبختانه من همیشه یه درگیری دائمی بین چیزی که دوست دارم و چیزی که میدونم درسته دارم و جالب اینه که هیچوقت این دوتا با هم همسو نمیشن !

اردی بهشت

“ به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست “

- سعدی

بو

به نظرم قدرت و شدتی که “بو” تو یادآوری خاطرات داره صدتا فیلم و عکس و تکست با هم نداره !

عشق

“ عشق نیرویی است که انسان را از هر آنچه بوده، به هر آنچه میتواند باشد تبدیل میکند ! “

- تولستوی کبیر

تو

“ در میان زمستان آموختم که در وجودم تابستانی است شکست ناپذیر و آن تابستان تویی ! “

- آلبر کامو

حسادت

تاحالا هیچوقت به کسی که باهوش تر از خودم بوده حسودی نکردم (مادر نزاییده) ولی تا دلتون بخواد به اینایی که تو مغزشون ریدن و پرقدرت و حق به جانب به راهشون ادامه میدن حسودیم میشه !